بروسلوز ( تب مالت ) :

    عامل : عمدتاً سه نوع بروسلا به نامهای آبورتوس – ملی تنیس و سوسیس و بندرت بروسلا کانیس

    راه انتقال : مستقیم و توسط عناصر بیجان

    میزبانهای مهره دار غیر انسانی : گاو – گوسفند – خوک و سگ

    شیوع در انسان : به صورت انفرادی و پراکنده

    خطر عفونت در انسان : جدی

    بروسلوز بیماری عفونی است که توسط میکروبهای جنس بروسلا در حیوانات و انسان ایجاد بیماری می نماید . بیماری در انسان معمولاً از طریق انتقال از حیوانات اتفاق می افتد . بروسلوز در حیواناتی از قبیل گاو – گوسفند – بز و خوک ایجاد سقط جنین می کند و در انسان با علایم تب – عرق شدید -  ضعف – کاهش وزن و درد و ناراحتی عمومی همراه است . اسامی دیگر بروسلوز در حیوانات و انسان عبارتند از :

    تب مالت – تب آبورتوس – سقط جنین واگیر – تب متناوب و بیماری بانگ .

    بروسلوز انسانی عفونتی است که در اثر یکی از انواع بروسلاملی تنسیس از گوسفند و بز – بروسلا سویس از خوک و بروسلا آبورتوس از گاو در انسان ایجاد بیماری می کند . مواردی چند به علت بروسلا کانیس از سگها به انسان گزارش شده است و در کشورهایی که سگها را به منظورهای متفاوتی پرورش می دهند و یا در منازل نگهداری می کنند میزان شیوع بروسلوز با منشا بروسلا کانیس رو به افزایش است . عوامل بروسلایی اجرامی کوچک و زنده غیر متحرک بدون هاگ و گرم منفی می باشند که در محیط کشت تریپتوفسفات در PH بین 6/6 تا 8/6 و حرارت 27 درجه سانتیگراد و تحت شرایط حضور مقدار زیادی  به خوبی رشد و تکثیر می یابند .

اپیدمیولوژی :

    میکروب های بروسلا قادر هستند از طریق هریک از بافتها وارد بدن شوند و چون در محل ورود خود آثار قابل رویتی به جا نمی گذارند مشکل است که مشخص نمود آلودگی به چه نسبتی از راه پوست یا بافتهای مخاطی دهان – چشم و دستگاه تناسلی وارد بدن می شود . منبع طبیعی بروسلوز انسانی حیوانات اهلی بخصوص گاو – گوسفند – بز و خوک می باشند . انتقال بروسلوز از حیوان به حیوان دیگر معمولا از طریق آمیزشی و یا بلع مواد و نسوج آلوده و یا شیر صورت می گیرد . عفونت بروسلوز در انسان عمدتاً از طریق خوردن بافتهای آلوده حیوانات و یا فرآورده های لبنی و یا انتقال مستقیم از راه پوست صورت می گیرد . انسان از طریق تنفس هم به بروسلوز مبتلا
می شود . میمونها با گرد و خاک آلوده به میکروب که داخل چشم آنها ریخته شده است مبتلا به بروسلوز شده اند .

    بر اساس یک معیار جهانی میزان شیوع بروسلوز انسانی در هر کشوری بستگی بسیار نزدیکی با میزان شیوع بروسلوز حیوانات در آن کشور دارد . در برخی کشورها مانند سوئد – دانمارک و آلمان که میزان شیوع بیماری در حیوانات بسیار پایین می باشد بروسلوز تقریباً ریشه کن شده است . بروسلوز بیشتر به صورت موارد انفرادی که با بافتهای آلوده بروسلائی حیوانات – شیر یا فرآورده های لبنی سر و کار دارند از قبیل کارگران کشتارگاه ها – تولید کنندگان شیر و سایر محصولات دامی – دامداران – دامپزشکان و سرانجام اشخاصی که از شیر غیر پاستوریزه یا شیر خام استفاده می کنند ایجاد می شود . میزان شیوع بیماری از راه تماس گوشتهای آلوده با جراحات جلدی در کارگران حمل گوشت و یا در آشپزهایی که موقع بریدن و قطع گوشت زخمی شده اند با درصد بالا گزارش شده است . تماس با حیوانات تازه ذبح شده بخصوص با غدد لنفاوی موجود در لاشه هایی که آلوده به میکروب های بروسلا بوده اند باعث بیماری شده است .

    درصد کمی حدود 2 تا 3 درصد از ابتلا به بروسلوز در دامپزشکان و تکنسین های دامپزشکی به طور تصادفی در هنگام مایه کوبی دامها با واکسن های زنده بروسلایی گزارش شده است .

    گاو آلوده به بروسلا میکروب را متناوبا ولی اغلب برای مدتهای طولانی همراه شیر دفع می کند . بروسلوز در بز نیز مانند گاو سقط جنین ایجاد می کند ولی هر دو نوع حیوان ممکن است در حین ابتلا سابقه ای از سقط جنین نداشته باشند .

علایم بالینی در انسان :

    دوره کمون بیماری بروسلوز معمولاً بین 7 تا 21 روز متغیر می باشد اگر چه گاهی اوقات چندین ماه ممکن است بین زمان ابتلا به عفونت و شروع اولین نشانه های ظاهری فاصله افتد . شروع بیماری غالبا ناگهانی است و در بیمار ابتدا تب خفیفی وجود دارد و هیچ نشانه موضعی خاص در بدن مشاهده نمی شود . تنها بیمار از سر درد –
ضعف عمومی – بی خوابی – عرق کردن – یبوست – درد کمر و پشت و سرانجام دردهای عمومی سراسر بدن شکایت دارد . اکثر بیماران بی اشتها شده و کاهش وزن نشان
می دهند . سرفه – درد در ناحیه پشت کره چشم و درد مفاصل و دست و پا و حالت گیجی در تعداد معدودی از بیماران وجود دارند . علائم غیر عادی که معمولاً در دامپزشکانی که جفت های باقیمانده را از رحم گاوهای مبتلا خارج کرده اند به صورت بروز دانه های قرمز رنگ روی پوست بدن مشاهده شده اند که تصور می رود این واکنش مربوط به افزایش حساسیت ناشی از پادتن های بروسلا باشد .

    آندوکاردیت باکتریائی ناشی از بروسلوز اگر چه بندرت اتفاق می افتد ولی از عوارض بسیار جدی این بیماری می باشد که باید مورد توجه قرار گیرد . سایر عوارض ثانویه ای که به طور معدود در مبتلایان به بروسلوز گزارش شده است شامل آبسه های ریوی – وجود چرک در قفسه صدری – نفریت – اوستئومیلیت – آرتریت های چرکی – نوریت اعصاب بینایی و سرانجام مننگو آنسفالیت را نام برده هنگامی که بیماری به صورت حاد بروز می کند تب – عرق – بی اشتهایی – یبوست – سخت شدگی عضلات و درد مفاصل وجود خواهد داشت . تعداد حرکات تنفسی زیاد می گردد گرههای لنفی – طحال و کبد بزرگ شده و گاهی از نظر بالینی قابل لمس هستند . در شمارش گلبولی خون نوتروفیلها همراه با لنفوسیت ها ازدیاد پیدا می کند . بیمار افسرده یا تحریک پذیر می گردد . آلودگی نخاع شوکی ممکن است منجر به ایجاد آبسه در اطراف ستون فقرات گردد . در بعضی اشخاص ممکن است این بیماری طی ماه ها و حتی سالها به طور مزمن باقی بماند و فرد مبتلا به طور مزمن حالات ضعف و خستگی – دردهای مبهم و سرانجام علائم نامشخص غیر طبیعی از خود نشان دهد . تغییرات پرتونگاری ( رادیو گرافیک ) استخوانهای آلوده و بالا رفتن تیترآگلوتیناسیون بروسلا در خون از نشانه های مهم تشخیصی هستند ولی جدا کردن میکروب بروسلا از خون و یا آبسه بدون شک تشخیص را قطعی می کند . بعضی اوقات در بروسلوز مزمن ابتلای قلب منجر به آندوکاردیت
می شود و چنین حالتی کشنده است . میکروب های بروسلا در سلولهای طحال –
غدد لنفاوی و کبد موضع می گیرند . ارکیت هم در انسان از عوارض بروسلوز است .

تشخیص :

    میکروب های بروسلا از کشت خون و یا نسوج مبتلا در محیطهای اختصاصی جدا می شوند . بروسلا آبورتوس برای رشد احتیاج به دی اکسید کربن دارد در حالی که
دو گونه دیگر بروسلا نیازی به این دو ماده ندارند . آزمایش آگلوتیناسیون در داخل لوله برای تشخیص بیماری بسیار مهم است .

    شواهد قطعی تشخیص بروسلوز در انسان همان جدا کردن میکروب بروسلا از بیمار است . رعایت نکات دقیق بهداشتی در آزمایش کشت میکروب های بروسلا نهایت اهمیت را دارد . تمام روش ها باید در شرایط استریل و تحت شرایط استفاده از
دستگاه هود و در محوطه محدود انجام شود .

    حداقل نیمی از بیمارانی که مبتلا به بروسلوز هستند چنانچه در شروع بیماری خونشان کشت داده شود و از آنتی بیوتیکها نیز استفاده نکرده باشند میکروبهای بروسلا وقتی در محیط تریپتوفاز سو یا کشت داده شود طی یک تا سه هفته با حضور 5 تا 10 درصد CO2 رشد می کنند .

    تشخیص بروسلوز مزمن مشکل است و برای تشخیص این حالت از بیماری علاوه بر آزمایش آگلوتیناسیون داخل لوله آزمایشهای ثبوت عناصر مکمل ( C.F.T ) و آزمایش کومبز Coombs نیز بایستی انجام گیرند . قابل اعتمادترین آزمایش سرولوژیک بروسلوز استفاده از لوله های آگلوتیناسیون استاندارد بروسلا می باشد که میزان
پادتن های موجود در خون بیماری را اندازه می گیرد .

    بیماران مبتلا به بروسلوز در خون هر دو پادتن جمع کننده ایمونوگلوبولین G و M  را در پاسخ به بروسلا نشان می دهند . وقتی بیمار تحت درمان آنتی بیوتیکها به میزان کافی قرار گیرد مقدار ایمونوگلوبولین G بندرت در خون باقی می ماند اگرچه در برخی بیماران ممکن است چنین نباشد و تیتر بالایی از IgG را در خون خود نشان
دهند . برخی بیماران تیتر بالایی از ایمونوگلوبولین
M را برای مدتهای طولانی حتی چندین سال در خون خود نشان می دهند .

درمان بروسلوز در انسان :

    در انسان تتراسیکلین خوراکی به مقدار 500 میلی گرم چهار نوبت در روز برای مدت 6 هفته به اضافه استرپتومیسین تزریقی داخل عضلانی روزانه به مقدار یک گرم برای مدت دو هفته تواماً تجویز می شود و این روش درمانی بهتر از تجویز تتراسیکلین تنها نتیجه دارد . طولانی بودن دوره درمان به بیمار فرصت می دهد تا سیستم دفاعی بدن وی به حرکت در آید . انواع داروهای دیگر شامل جنتامایسین همراه با استرپتومایسین ، دوکسی سیکلین به جای تتراسیکلن یا دیفامپسین نیز به کار رفته است ولی هیچکدام از آنها مزیتی بر تجویز تتراسیکلین توام با استرپتومایسین نداشته است . از داروهای فوق الذکر تنها در مواردی باید استفاده شود که بیمار قدرت تحمل تتراسیکلین و یا استرپتومایسین را نداشته باشد .

    بیمارانی که دچار فرم حاد یا تحت حاد بروسلوز شده اند و بی اشتهایی و ضعف شدید و تب مداوم و ملایمی از خود نشان می دهند تحت معالجه کوتاه مدت استروئیدها قرار گرفته اند .

پیشگیری :

    پیشگیری بروسلوز در گاو با به کار بردن واکسن زنده تخفیف یافته بروسلا
می تواند انجام گیرد . برای پیشگیری بیماری در انسان در برخی کشورها هیچگونه واکسنی وجود ندارد ولی در فرانسه واکسن ضد بروسلا آبورتوس در دسترس است . خطر انتقال و اکشاب بیماری بروسلوز در انسان با توجه به رعایت نکات بهداشتی در جهت پرهیز از تماس با نسوج حیوانات مبتلای ذبح شده و یا عدم مصرف
شیر غیر پاستوریزه می تواند کاهش یابد . کارگران کشتارگاهها – بازرسان بهداشتی گوشت – دامپزشکان و سایر افرادی که به مناسبت حرفه خود با حیوانات زنده و یا با لاشه حیوانات بخصوص گاو و گوسفند تماس دارند می توانند با استفاده از دستکش و لباسهای بهداشتی بخصوص در موقع کار از خطر انتقال بیماری جلوگیری کنند .

بای بای