در ادامه مطلب به توصیف ویژگی های خاصه کانی ها می پردازم . شامل :
درجه سختی – لومینسانس – چگالی – ماکل- رخ - سطح شکست- خاصیت پیروالکتریسیته - خاصیت پیزوالکتریسته- لمس کانی – رنگ در کانی ها - رنگ خاکه - انواع جلا - شفافیت - ضربه پذیری – بو – مزه- خواص رادیواکتیویته - خواص مغناطیسی
»» درجه سختی
درجه سختی، میزان مقاومت یک کانی در برابر خراشیده شدن را نشان می‌دهد.سختی کانی به نوع پیوند و چگونگی استقرار اتمها در مولکولهای آن بستگی دارد. برای مقایسه سختی، دوکانی را بر روی هم می‌کشند، کانی دارای سختی بیشتر بر روی کانی کم مقاومت‌تر خط می اندازد، و اگر دو کانی دارای سختی یکسان باشند می‌توانند بر روی همدیگر خط بی‌اندازند. البته باید توجه نمود که آیا واقعاً خراشیدگی پدید آمده است یا خیر، زیرا کانی‌های نرم ممکن است اثری از خود بر روی کانیهای مقاومتر پدید آورند که البته این اثر با مالش پاک می‌گردد.میزان سختی و برخی از کانیها در سطوح مختلف متفاوت است. مثلاً برخی از سطوح سینیت را به راحتی می‌توان با ناخن خراش داد ولی رویه دیگر آن بسیار مقاوم بوده و سختی آن بسیار بالا است.جهت شناسایی کانیها عموماً‌ از جدول سختی موس Mohs استفاده می‌گردد. این جدول از 10 کانی با 10 سختی متفاوت تشکیل شده است.

»» لومینسانس( Luminescence)
خاصیتی است که در برخی کانیها هنگام حرارت دادن آنها به صورت التهابی نورانی دیده می‌شود این این خاصیت در دمای بین 50 تا 100 درجه سانتیگراد در طیف مرئی دیده می شود و در دمای بالاتر از 450 درجه سانتیگراد خاتمه می یابد. (م-نظری جزوه آموزشی 1378)
به عبارتی دیگر هر گاه دسته‌ای اشعه نورانی به یک جسم تابیده شود معمولاً قسمتی از آن جذب و تبدیل به حرارت می‌شود. ولی در برخی از کانیها قسمتی از انرژی تبدیل به انرژی نورانی با طول موج بزرگتر شده و معمولاً رنگ آن عوض می‌شود. این قابلیت به نام خاصیت نوردهی یالومینسانس خوانده می‌شود. (مدنی و شفیعی‌ـ زمین شناسی عمومی‌)
پدیده لومینسانس در اثر تغییر تراز الکترونها در اثر تحریک فیزیکی ایجاد می‌گردد. برخی از کانیها اگر تحت تأثیر نور شدید یا نور ماوراء بنفش و یا مالش شدید قرار گیرند این خاصیت را از خود بروز می‌دهند.

پدیده لومینسانس به انواع مختلفی تقسیم می‌شود که برخی از آنها عبارتند از فلورسانس، فسفرسانس، ترمولومنیلساس و تریبولومنیلساس می‌باشد.

1- فلورسانس( Fluorescence) : اگر به محض قطع شدن محرک، نوری که ایجاد می‌شود از بین برود اصطلاحاً به آن فلورسانس گفته می‌شود. کانیهای دارای این خاصیت در نور فرابنفش تغییر رنگ می دهند مانند نور ساطع شده از شبرنگ خیابانها برای شناسایی این خاصیت می‌توان از لامپهای تست اسکناس استفاده نمود.

2- فسفرسانس(
Phosphorescence) : اگر تا مدتی پس از قطع انرژی این خاصیت نوردهی تا مدتی باقی بماند به نام فسفرسانس نامیده می‌شود مانند برخی از ساعتهای مچی که خاصیت شبرنگ دارند و در تاریکی نور از خود ساطع می‌کنند.کانی خالص هیچ‌وقت دارای خاصیت فسفرسانس نیست برای اینکه کانی دارای خاصیت مزبور باشد لازم است که در آن مقداری ناخالصی که فسفرزا گفته می‌شود وجود داشته باشد (دکتر قریب، شناخت سنگها جلد 2)

3- ترمو لومینسانس(Thermoluminescene) : پدید ه ایی که طی آن برخی کانیها هنگام حرارت دادن به صورت التهابی ، نورانی دیده می‌شود این خاصیت در دمای بین 50 تا 100 درجه سانتیگراد در طیف مرئی دیده می شود و در دمای بالاتر از 450 درجه سانتیگراد خاتمه می یابد.

4-فتولومینسانس : ( Photoluminescence )اگر لومینسانس بر اثر تحریک کانیها با نورمرئی و یا پرتو فرابنفش پدیدار شود به نام فتولومینسانس نامیده می شود مثل : پیروفیلیت ( Pyrophylite )

5- کاتولومینسانس : ( Cathodoluminescence )اگر عامل محرکه پرتوهای کاتدیک یا پرتوx باشد به نامکاتدولومینسانس خوانده می شود مثل : گیبسیتGibbsite))

6-تریبولومینسانس : (triboluminescence)گاهی پدیده لومینسانس بر اثر ضربه ایجاد میشود که به نام تریبولومینسانس نامیده می شود مثل : کوارتز ( Quartz )

7- الکتولومینسانس : ( Electroluminedcenec )گاهی اثر جریاناتالکتریکی بر لومینسانس موثر است که به آن الکترولومینسانس گفته می شود

8- کریستالولومینسانس : ( Crysthlloluinescence )گاهی رشد وتشکیل کانی جدید نیز با تایش نور همراه است و بنام کریستالو لومینسانس خوانده میشود.

9- ترمولومینسانس : ( Thermoluminescence )گاهی دراثرحرارت کانیها خاصیت لومینسانس از خود نشان می دهند که در این صورت پدیده را ترمولومینسانس گویند مثل : آپاتیت ( Apatite )

»» چگالی(Specific) کانیها (وزن مخصوص، وزن حجمی)
چگالی بلورهای دارای شکل هندسی منظم، از طریق محاسبه حجم جسم و تعیین نسبت حجم به وزن جسم بدست می‌آید. برای بدست آوردن چگالی کانیهای فاقد شکل معین می‌توان قطعه‌ای از کانی مورد نظر را به استوانه مدرج حاوی آب قرار داد. تفاوت سطح آب در قبل و بعد از قراردادن کانی برابر با حجم کانی می‌باشد.
همچنین می‌توان وزن یک نمونه را در هوا و به صورت غوطه‌ور در آب از طریق ترازو به دست آمد. چگالی کانیها به ترکیب شیمیایی آنها بستگی دارد، ناخالصی‌های موجود در یک کانی می تواند از جرم مخصوص آن کانی را تغییر دهد به همین دلیل جرم و به دنبال آن چگالی را بین دو عدد نزدیک به هم در نظر می‌گیرند.برخی از کانیها در آب محلول هستند، جهت محافظت از این نوع کانی‌ها در طول آزمایش، بهتر است از مایعاتی چون استون، الکل و بنزین استفاده نمود. البته باید چگالی این مایعات را قبلاً تعیین و با آب مقایسه نمود.در برخی از کانیها چگالی یکی از ویژگیهای مهم در شناسایی به شمار می‌رود، به عنوان مثال وزن مخصوص گالن و باریت بسیار بالا بوده در صورتی که دیاتومیت بسیار سبک می باشد.

»» ماکل یادو قلویی( Twining)
رشد توأم دو یا چند بلور هم شکل که از نظر بلورشناسی جزء یک گروه می‌باشند و از قوانین خاصی تبعیت می‌نمایند را دوقلویی می‌گویند. نمود این پدیده ایجاد عناصر تقارن ( صفحه تقارن , محورتقارن و غیره ) اضافی می باشد . دو نوع دوقلویی بسته به چگونگی قرار گرفتن بلورهای منفرد به طور ساده و با هم و یا در داخل یکدیگر تقسیم وجود دارد،که عبارتند از:
» ماکل تماسی(متقاطع) : که به دو قسمت ساده و پلی سسنتتیک ( چند گانه(تقسیم میشود.
» ماکل متداخل : به دو قسمت ساده و صلیبی تقسیم میشود

»» رخ یا سطح تورق( Cleavage)
برخی از کانیها هنگام شکستن در امتداد سطوح یا سطح معینی می‌شکسته. هر قدر قدرت پیوند اتمی در امتداد دو امتداد سطوحی ضعیف‌تر باشد، کانی در آن امتداد راحت‌تر شکسته و رخ بهتری دارد.

انواعرخ (Cleavage )
» رخ کامل (Prefect cleavage ) : درصورتی که کانی به راحتی و بهصورت صفحات نازک با سطوح صاف و و صیقلی بشکند می گویند که داری رخ کامل است . مانندمیکا و ژیپس .
» رخ خوبGood cleavage)) : هرگاه کانی در امتداد سطوحمعینی بشکند و سطوح صاف ایجاد کند در آن صورت می گویند که دارای رخ خوب است , دراین کانیها همواره کانی در جهات سطوح رخ می شکند و سطوح شکست ناهموار ندارد . مانندکلسیت , نمک طعام , گالن .
» رخ مشخص : (Distinct cleavage) کانیهائی کهدارای این نوع رخ هستند گاهی در جهات رخ و به صورت سطوح صاف و صیقلی میشکنند و گاهیبا ایجاد سطوح ناهموار می شکنند مانند : فلدسپاتها , آمفیبولها .
» رخ ناقص : (Imperfect cleavage ) دراین نوع رخ ؛سطوح صاف بسیار کم استو عمدتاُ سطوح ناهموار ایجاد می شود . مانند بریل , آپاتیت .

»» سطح شکست( Fracture)
یکسان بودن قدرت پیوندهای شیمیایی در تمام جهات در برخی از کانیها سبب می‌شود کانیها در اثر ضربه به صورت نامنظم شکسته شوند سطح پدید آمده را سطح شکست می‌گویند.

انواعشکستگی (Fracture )
» شکستگی صدفی : (Conchoidal Fracture ) هرگاه سطح حاصل از شکستگی به صورتیک سطح صاف و مقعر که شبیه به سطح داخلی صرف دو کفه ایها است باشد به نام شکستگیصدفی نامیده می شود مانند شکستگی سنگ شیشه و کالسدوئن.
» شکستگی رشته ای : ( Fibrous Fracture ) در این نوع شکستگی محل شکستگی مانند شکسته شدن چوب است و حالت رشته ایدارد . این نوع شکستگی در تومولیت و آکتینولیت دیده می شود .
» شکستگی مضرس : ( Hackly Fracture ) دراین حالت سطح شکستگی حالت داندانه ای و تیز دارد . این شکستگی در اغلبعناصر طبیعی مانند : طلا , مس , پلاتین دیده می شود .
» شکستگی ناهموار : ( Uneven Fracture ) در این توع شکستگی سطح ناهموار و زبری ایجاد می شود . این حالت در کانیهایسولفیدی ,آپاتیت و کاسیتریت دیده می شود .


خاصیت پیروالکتریسیته : ( Pyroelectricity )
کانیهایی که دراثر حرارت دادن و یا سرد کردن دارای بارهای الکتریکی می شوند را گویند . البته این پدیده در بلورهایی مشاهده می‌گردد که فاقد مرکز تقارن می‌باشد. بارهایالکتریکی دو سر این کانیها مخالف همدیگر می باشد همچنین بارهای الکتریک هر قطب براثر سرد کردن مخالف با بارهای الکتریکی آن قطب بر اثر حرارت دادن است. در اثر گرم شدن در یکی از دو انتهای محور تقارن این نوع بلورها با رالکتریکی مثبت و در انتهای دیگر بار منفی به وجود می‌آید و هنگام سرد شدن این عمل معکوس می‌شود. بلور کوارتز به خوبی خاصیت پیروالکتریسیته از خود نمایش می دهد به طوریکه در رویه‌های آنها یکی در میان بارالکتریکی مثبت و منفی در اثر دما ایجاد می‌شود.از این خاصیتبرای تبدیل انرژی حرارتی به انرژی الکتریکی بخصوص بهره برداری از انرژی خورشیدیاستفاده می کنند . تورمالین یکی از کانیهایی است که دارای خاصیت پیروالکتریسیته میباشد.

خاصیت پیزوالکتریسته : ( Piezoelectricity )
بعضی از کانیهابر اثر فشارها و یا کششهای مکانیکی در جهات معینی دارای بارهای الکتریکی می شوند کهدر دو طرف کانی این بارها مخالف یکدیگرند هستند . مثلا کوارتز بر اثر فشار مکانیکیدر جهت محور x و یا کشش در جهت محور y دارای بار الکتریکی مخالف در دو سر کانی و درجهت محور c می شود و اگر جهت فشار یا کشش را عوض کنیم بارهای دو سر بلور تغییر میکند . امروزه به علت مصرف زیاد صفحه‌های پیزوالکتریک آنها را از بلورهای مصنوعی اتیلن دیامین. تارترات، فسفات آلومینیوم و بعضی مواد دیگر به قیمت ارزان تهیه می‌کنند.

لمس : به وسیله دست زدن به کانیها می‌توان فهمید که کدام یک بیشتر و کدامیک کمتر دما را هدایت می‌کنند. به عنوان مثال توپار خیلی سردتر از کوارتز است چون کوارتز بیشتر هادی دما است. بعضی از کانیها لمس زبر و عده‌ای مثل تالک حالت صابون مانند و نرم و لغزنده‌ای دارند. و یا گرافیت و نفلین لمس چرب دارند. بعضی دیگر به دلیل داشتن خلل و فرج زیاد به زبان می چسبند مثل کائولن.

رنگ ( Color ):
در مطالعه کانیها اولین چیزی کهتوجه را جلب می کند رنگ آنها است . کانیها دارای رنگهای متنوعی هستند . بعضی ازکانیها دارای رنگهای مشخصی هستند و به وسیله رنگشان تشخیص داده میشوند.
ایدیوکروماتیک : ( Idiochromatic )کانیهای خود رنگ را گویند . رنگ این کانیها به دلیل ترکیب شیمیائی یا ساختمان داخلی آنها است و همواره ثابتاست مانند سبز مالاکیت یا رنگ آبی در لازوریت
.
آلوکرماتیک : ( Allochromatic )کانیهای دگر رنگ را گویند . این نوع رنگ بدلیل وجود ناخالصی در کانی بهوجود می آید و با توجه به انواع ناخالصی ؛ تنوع رنگی نیز دیده می شود . مثل کانیکوارتز که به رنگهای متنوعی دیده میشود .
پزوروکرماتیک : (Pesudochromatic )کانیهای دارای رنگ کاذب را گویند . این نوع زنگ در اثر انعکاس نور درسطوح مختلف کانیهای شفاف یا نیمه شفاف اینجاد می شود ؛ بدین صورت که شعاعهای نوریپس از برخورد به سطوح کریستالی کانیها در جهات مختلف منعکس می شوند و در نتیجهتداخل آنها رنگهای متفاوتی به چشم می خورد . مثل کانی لابرادوریت . در بعضی ازکانیها مانند کالکوپریت تداخلی از چند رنگ به صورت رنگین کمان منعکس می شود .

رنگ خاکه : ( Streak )
کانیهائی که سختی آنها خیلی زیاد نیست دراثر سایش بر روی چینی بدون لعاب مقداری خاکه یا پودر از خود به جای می گذارند کهدارای رنگی متفاوت با رنگ خود کانی است که این اثر را رنگ خاکهگویند.

انواع جلا (Luster species)
جلای فلزی : (metallic Luster)این نوع جلا درکانیهائی که نور را از خود عبور نمی دهند و تماماُ منعکس می کنند دیده می شود مانندکانهای فلزی مثل : گالن , هماتیت و طلا.
جلای نیمه فلزی : ( Sub metallic Luster)در این نوع کانیها که نور را از خود عبور نمی دهند مقدار انعکاس نور کمتر از حالتقبلی است مثل : ماگنتیت , پیرولوزیت , کرومیت و . .

جلای شیشه ای : ( Vitreous Luster ) کانیهای مانند شیشه که نور از آنها عبور میکند دارای این نوع جلا هستندمثل : لیمونیت , کوارتز , باریت و . . .
جلای نیمه شیشه ای : (Sub vitreous Luster )در کانیهائی که مقدار نور عبوری از آنها کمتر از شیشه است دیده می شوندمثل : کلسیت , آلونیت و . . .
جلای صمغی: ( Resinous Luster )این حات از جلاشبیه صمغ است مثل : بلاند , آپاتیت , ارپیمان , رآلگار و. . .
جلای چرب : ( Greasy Luster )در این حالت جسم چرب نیست ولی حالت چربی دارد مثل : کوارتز , تالک , اپال و تورمالین نیز تا حدی داری جلای چرب می باشند .
جلای مرواریدی : ( Pearly Luster )در انی حلت جسم جلائی مانند مروارید دارد مثل : سلستیت , دولومیت و . . .
جلای الماسی : ( Adamantine Luster )در کانیهائی که شکست نور زیاد دارند ایننوع جلا دیده می شود مثل : سروزیت , مالاکیت , اسفالریت و . . .
جلای ابریشمی : ( Silky Luster)در اثر تجمع رشته های نازک بعضی از کانیهایاین نوع جلا به وجود می آید مثل : آزبست , هورنبلند , الکسیت و . . .

شفافیت (Transparency ) :
شفاف : ( Transparent )کانی نور را کاملا از خود عبور میدهد و میتوان از پشت آن اشیاء را دید مثل: ورقهنازک ژیپس یا کوارتز.
کدر : کانی نور را از خود عبور نمی دهد مثلمگنتیت , گالن و . . .
نیمه شفاف : ( Translucent )کانی نور را خودعبور می دهد ولی از پشت آن اشیاء دیده نمی شوند مثل : کوارتز ناخالص , هالیت و . . .
اندک شفاف : ( Sub translucent )نور از ورقهای نازک کانی عبور میکند مثل : فلوریت , پلاژیوکلاز.

ضربه پذیری : ( Tenacity )
رفتار کانیها در مقابل ضربه های وارده به آنها می باشد که شاملچهار قسمت می باشد:
شکننده : ( Brittle )که در اثر ضربه خرد میشوند مثل : گوگرد .
چکش خوار : ( Malleable )که قابلیت چکش خواریرا دارا می باشد مثل : کانیهای فلزی چون طلا , مس
برش پذیر : ( Sectile )که توانایی برش خوردگی را دارا می باشند مثل : ژیپس .
خم پذیر : ( Flexible )که قابلیت ارتجاء را دارا می باشند مثل : میکا .

بو (aroma):
از روی بوی بعضی از کانیها نیز تا حدی می توان نوع آنها راتعیین کرد مثلا : ارپیمان , گوگرد و به طور کلی کانیایی از این نوع بوی تند گوگردرا می دهند یا کلسیت مرطوب بوی خاصی مثل مورداب را می دهد .

مزه : ( Taste )
مزه کردن کانیها در بسیاری موارد درست نیست و حتی ممکن است خطرناک نیز باشدولی تا می توان از این طریق نوع کانی را تعیین کرد مثلا : هالیت طعم شوری دارد یاآلونیت (زاج سفید) طعم ترش و گسی را داراست .

خواص رادیواکتیویته : ( Radioactivity )
بعضی از کانیها دارای خواص رادیواکتیویته هستند که از لحاظ انرژیزایی دارای اهمیت زیادی هستند مثل : اورانیت و تورتیت (برسی این خاصیت توسط دستگاهرایواکتیوسنج یا شکارشگر گایگر صورت می گیرد(

خواص مغناطیسی : ( Magnetic property )
وجود خاصیت مغناطیسی در بعضیاز کانیها باعث جذب شدن آنها توسط آهنربا می شود مثل : مگنتیت , پیریت و آهن . ( دربعضی مواقع به علت کم بودن خواص مغناطیسی برای برسی این خاصیت از دستگاه ماگناتومتراستفاده می شود).